السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

528

تفسير الميزان ( فارسي )

بفهمد چيست . و اين دو قول ( هر دو ) از راه راست منحرف هستند ، يكى به سوى افراط منحرف شده و ديگرى به سوى تفريط . حق مطلب اين است كه اين گونه امورى كه خدا از آنها خبر داده كه بندگان هنگام اطاعت و معصيت آنها را ايجاد مىكنند ، امورى حقيقى و واقعى هستند ، مثلا اگر مىفرمايد كه بنده مطيع را از ظلمت به سوى نور ، و گناهكار را از نور به سوى ظلمت مىبريم ، نخواسته است مجازگويى كند ، الا اينكه اين نور و ظلمت چيزى جداى از اطاعت و معصيت نيست ، بلكه همواره با آنها است ، و در باطن اعمال ما قرار دارد و ما قبلا در اين باره سخن گفتيم . و اين معنا با دو جمله مورد بحث ، كنايه از هدايت خدا و اضلال طاغوت باشد ، منافات ندارد ، چون در بحث مربوط به كلام و سخن گفتن خدا گفتيم : صحبت در مساله مورد بحث در دو مقام است : در مقام اول در اين زمينه بحث مىكنيم كه آيا نور و ظلمت و كلماتى شبيه اينها كه در كلام خداى تعالى آمده ، در معانى مجازى استعمال شده و صرفا تشبيهى است كه در اين عالم هيچ حقيقت ندارد ؟ و يا آنكه استعمال حقيقى است ؟ چون در اين عالم معناى حقيقى دارند . و در مقام دوم سؤال مىشود از اينكه به فرض آنكه قبول كنيم معانى حقيقى دارند ، آيا استعمال اين كلمات در آن معانى ، مثلا استعمال كلمه نور در آن حقيقتى كه منظور است يعنى در حقيقت هدايت ، استعمال لفظ در معناى حقيقى است و يا استعمال در معناى مجازى است ؟ و به هر حال پس دو جمله مورد بحث يعنى جمله * ( « يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ » ) * و جمله * ( « يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ » ) * كنايه از هدايت و ضلالت مىباشند ، و گرنه لازم مىآيد كه هر مؤمن و كافرى ، هم در نور باشد و هم در ظلمت ، مؤمن قبل از آنكه به فضاى نور برسد در ظلمت باشد ، و كافر قبل از رسيدن به فضاى ظلمانى كفر ، در نور باشد ، و قبل از رسيدن به اين دو فضا ، يعنى دوران كودكى ، هم در نور باشد و هم در ظلمت ، و وقتى به حد تكليف مىرسد اگر ايمان بياورد به سوى نور در آيد ، و اگر كافر شود به سوى ظلمت در آيد و معلوم است كه چنين سخنى صحيح نيست . ليكن ممكن است اين گفتار را تصحيح كرد و چنين گفت كه : انسان از همان آغاز خلقت ، داراى نورى فطرى است كه نورى است اجمالى ، اگر مراقب او باشند ترقى مىكند ، و تفصيل مىپذيرد ، چون در همان اوان خلقت نسبت به معارف حقه و اعمال صالح به تفصيل نور ندارد ، بلكه در ظلمت است ، چون تفصيل اين معارف براى او روشن نشده ، پس نور و ظلمت به